ناگفته ها
ای انسان !هشدار !
دو !
نیم شب ژرف چه می گوید ؟
سه !
خفته بودم خفته بودم
چهار !
از خواب ژرف برخاسته ام .
پنج !
جهان ژرف است
شش !
ژرف تر از آن که روز گمان کرده است
هفت !
رنج آن ژرف است
هشت !
لذت ژرف تر از محنت
نه !
رنج می گوید گم شو !
ده !
اما هر لذتی جاودانگی می خواهد
یازده !
جاودانگی ژرف ژرف را !
نیچه
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:17 توسط
ذهنم به آنها می نگرد.
در چشمان اش نوری می درخشد که ربطی به بیماری اش ندارد.
نوری که تنها یک فرشته می تواند به راز آن پی ببرد...
بوبن
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:6 توسط
چو ايران نباشد تن من مباد
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:36 توسط
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:28 توسط
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:26 توسط
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:24 توسط
که گربه ها می خندند
و طوفان است که سطلهای خالی زباله را
به اینسو و آنسو می برد
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 23:42 توسط
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:39 توسط
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
اختا :: قالب ساز ::